تبليغاتX
خدایا بشکن این آینه ها را

ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم

 آغاز ویرانی

مرگ ایستاده

رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن

ابتداي يک پريشانيست حرفش را نزن

گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو

چشمهايم بي تو باراني ست حرفش را نزن

 آرزو داري که ديگر بر نگردم پيش تو

 راهمان با اينکه طولاني ست حرفش را نزن

دوست داري بشکني قلب پريشان مرا

دل شکستن کار آساني است حرفش را نزن

خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشکني

اين شکستن نا مسلماني ست حرفش را نزن

حرف رفتن مي زني وقتي که محتاج توام

رفتنت آغاز ويراني ست حرفش را نزن

 

|+| نوشته شده توسط یونس و ... در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت |