پشت هیچستان

به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی است.
پشت هیچستان رگهای هوا پر قاصدهایی است
که خبر می آرنداز گل واشده دورترین بوته ی خاک.
روی شنها هم نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح;
به سر تپه معراج شقایق رفتند.
پشت هیچستان چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود.
زنگ باران به صدا می آید....
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاری است
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیاییدمبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من....!!
|+| نوشته شده توسط یونس و ... در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت |

