تبليغاتX
خدایا بشکن این آینه ها را

ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم

 پشت هیچستان

به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی است.
پشت هیچستان رگهای هوا پر قاصدهایی است
که خبر می آرنداز گل واشده دورترین بوته ی خاک.
روی شنها هم نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح;
به سر تپه معراج شقایق رفتند.
پشت هیچستان چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود.
زنگ باران به صدا می آید....
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاری است
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیاییدمبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من....!!
 
|+| نوشته شده توسط یونس و ... در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت |